ناشناس گفت

مگذارید نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان

ناشناس گفت

مگذارید نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان

کاشف راز

صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
وزو به عاشق بی دل خبر دریغ مدار 

به شکر آنکه شکفتی به کام بخت ای گل
نسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار 

حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی
کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار 

جهان و هر چه درو هست سهل و مختصر است
ز اهل معرفت این مختصر دریغ مدار 

کنون که چشمۀ قند است لعل نوشینت
سخن بگوی و ز طوطی شکر دریغ مدار 

مکارم تو به آفاق می برد شاعر
ازو وظیفه و زاد سفر دریغ مدار 

چو ذکر خیر طلب می کنی سخن اینست
که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار 

غبار غم برود حال خوش شود حافظ
تو آب دیده ازین رهگذر دریغ مدار

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد